هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساس تنهایی، ناامیدی و عشق ناکام خود می‌گوید. او با یادآوری خاطرات گذشته و ناله‌هایش، احساسات خود را بیان می‌کند و به داستان‌های عاشقانه‌ای مانند فرهاد و مجنون اشاره می‌کند. در نهایت، او از تأثیر ناله‌هایش ناامید شده و با انداختن نگاهی به آسمان، درد خود را فریاد می‌زند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاطفی عمیق و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشاره به داستان‌های عاشقانه کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۱۲۰ - در قفس خود را بیاد آشیان انداختم

در قفس خود را بیاد آشیان انداختم
ناله سر کردم که آتش در جهان انداختم ۱

با کمال ناامیدی، حرف وصل یار را
آنقدر گفتم، که خود را در گمان انداختم ۲

مطرب از فرهاد و مجنون، حرف عشقی میزند
من هم از خود داستانی در میان انداختم ۳

ترک مطلب تا نکردم، ناله تأثیری نکرد
چشم پوشیدم، خدنگی بر نشان انداختم ۴

وای بر حال ملایک امشب آذر کز غمش
ناوک آهی بسوی آسمان انداختم! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - منت جفا ز وفا برگزیده آمده ام!
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - نکهتی امشب از آن زلف دو تا میخواستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.