هوش مصنوعی: شاعر در این متن از آرزوهای برآورده نشده خود می‌گوید، مانند تمایل به همراهی باد صبا و حضور در جمع معشوق. او از نبود وفاداری در میان خوبان شکایت دارد و خود را بی‌کسی می‌داند که سزای آرزوهایش بوده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و حسرت‌آلود است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا نامناسب باشد. درک کامل احساسات و مضامین آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد.

شماره ۱۲۱ - نکهتی امشب از آن زلف دو تا میخواستم

نکهتی امشب از آن زلف دو تا میخواستم
این قدر همراهی از باد صبا میخواستم ۱

من که اکنون، رخصت نظاره ام از دور نیست
ساده لوحی بین، که در بزم تو جا میخواستم؟! ۲

نیست آذر خوارتر از من کسی در کوی او
این سزای من، که از خوبان وفا میخواستم ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - در قفس خود را بیاد آشیان انداختم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - اگر نه احتراز از شادی اغیار میکردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.