هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات خود درباره عشق و محبت، رنجش از بیرحمی معشوق، و ابراز درد و غم خود سخن میگوید. او از ترس قضاوت دیگران، شکایتهای خود را پنهان میکند و امیدوار است که روزی حالش به معشوق برسد. همچنین، اظهار پشیمانی میکند از اینکه در حضور معشوق از دیگران بدگویی کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۲ - اگر نه احتراز از شادی اغیار میکردم
اگر نه احتراز از شادی اغیار میکردم
بهر کس میرسیدم، شکوه یی از یار میکردم ۱
ز من، بیرحمیت کس نشنود؛ چون پیش ازین مردم
تو را بیرحم میگفتند و، من انکار میکردم! ۲
به امیدی، که فردا پیش او گویند حال من
بآه و ناله دوش احباب را بیدار میکردم ۳
خوشا روزی که چاک سینه ی اهل محبت را
چو میدیدم، خیال رخنه ی دیوار میکردم ۴
اگر طبعش ز من آزرده شد، آذر سزای من
چرا در بزم او، بدگویی اغیار میکردم؟! ۵
بهر کس میرسیدم، شکوه یی از یار میکردم ۱
ز من، بیرحمیت کس نشنود؛ چون پیش ازین مردم
تو را بیرحم میگفتند و، من انکار میکردم! ۲
به امیدی، که فردا پیش او گویند حال من
بآه و ناله دوش احباب را بیدار میکردم ۳
خوشا روزی که چاک سینه ی اهل محبت را
چو میدیدم، خیال رخنه ی دیوار میکردم ۴
اگر طبعش ز من آزرده شد، آذر سزای من
چرا در بزم او، بدگویی اغیار میکردم؟! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - نکهتی امشب از آن زلف دو تا میخواستم
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.