هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران و عشق ناکام سخن میگوید. او احساس بیقراری و بیتابی خود را بیان میکند و از این که پیامش شنیده نمیشود، رنج میبرد. همچنین، به سرنوشت محتوم خود اشاره دارد و از این که اسیر عشق شده، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲۴ - در آن ساعت که بگرد تو ای خود کام میگردم
در آن ساعت که بگرد تو ای خود کام میگردم
دعا میگویم و، آماده دشنام میگردم! ۱
کجا تاب شنیدن داری از قاصد پیامی را
که من از گفتنش بی صبر و بی آرام میگردم؟! ۲
نمی آید اجل سوی من و، میگوید این: مسکین
ز درد هجر خواهد مرد و، من بدنام میگردم ۳
ندارد احتیاج دام، صیادی که من دارم؛
من آن صیدم، که چون صیاد بینم، رام میگردم ۴
بشوق گل پریدم ز آشیان، آذر ندانستم
که زود از بی پرو بالی، اسیر دام میگردم ۵
دعا میگویم و، آماده دشنام میگردم! ۱
کجا تاب شنیدن داری از قاصد پیامی را
که من از گفتنش بی صبر و بی آرام میگردم؟! ۲
نمی آید اجل سوی من و، میگوید این: مسکین
ز درد هجر خواهد مرد و، من بدنام میگردم ۳
ندارد احتیاج دام، صیادی که من دارم؛
من آن صیدم، که چون صیاد بینم، رام میگردم ۴
بشوق گل پریدم ز آشیان، آذر ندانستم
که زود از بی پرو بالی، اسیر دام میگردم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۳ - نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
گوهر بعدی:شماره ۱۲۵ - شد عمر و، ز ایام دل شاد ندیدم؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.