هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از فداکاریهای خود برای معشوق میگوید و از جفاهای معشوق شکایت میکند. شاعر همچنین از تأثیرات عشق بر هوش و جان خود مینالد و وفاداری خود را به معشوق ابراز میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۱۳۲ - بود طریقه ی هوش، اینکه سر عشق بپوشم
بود طریقه ی هوش، اینکه سر عشق بپوشم
ولی چه سود که کرده است عشق، غارت هوشم؟! ۱
گرم بهیچ خرید و، گرم بهیچ فروشد؛
بجان دوست که من دوست را بجان نفروشم ۲
جفای خویش ببین و وفای من، که همیشه
تو همزبان رقیبی و من ز شکوه خموشم ۳
شکنج سلسله ی عنبرین و، طره ی مشکین؛
نهاد بند بپایم، کشید حلقه بگوشم ۴
اگر بچشمه ی حیوان، فتد چو خضر گذارم
بخاک پای تو سوگند کآب بیتو ننوشم ۵
بکشت بیتو مرا دوش فرقت تو و امشب
کشد ببزم تو از رشک غیر، حسرت دوشم! ۶
کسی نگفته که بلبل ننالد از ستم گل
چو دارم از تو خراشی بسینه، چون نخروشم؟! ۷
رهین باده اگر خرقه راز دوش من آذر
نمیگرفت، نمیداد باده باده فروشم ۸
ولی چه سود که کرده است عشق، غارت هوشم؟! ۱
گرم بهیچ خرید و، گرم بهیچ فروشد؛
بجان دوست که من دوست را بجان نفروشم ۲
جفای خویش ببین و وفای من، که همیشه
تو همزبان رقیبی و من ز شکوه خموشم ۳
شکنج سلسله ی عنبرین و، طره ی مشکین؛
نهاد بند بپایم، کشید حلقه بگوشم ۴
اگر بچشمه ی حیوان، فتد چو خضر گذارم
بخاک پای تو سوگند کآب بیتو ننوشم ۵
بکشت بیتو مرا دوش فرقت تو و امشب
کشد ببزم تو از رشک غیر، حسرت دوشم! ۶
کسی نگفته که بلبل ننالد از ستم گل
چو دارم از تو خراشی بسینه، چون نخروشم؟! ۷
رهین باده اگر خرقه راز دوش من آذر
نمیگرفت، نمیداد باده باده فروشم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۱ - خوش آنکه از غم دل، حرفیش گفته باشم؛
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳ - دردا که حریف راز دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.