هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد هجران، بیتوجهی معشوق، ناامیدی و حسرت سخن میگوید. او از نشنیده شدن نالههایش، تحمل ستم هجران و بیوفایی معشوق شکایت دارد و در نهایت به این نتیجه میرسد که راهی جز تحمل این دردها ندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و درد عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به تجربهی عاطفی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۶ - آمد از راه و نشد فرصت دیدن چکنم؟!
آمد از راه و نشد فرصت دیدن چکنم؟!
رفت و باید ستم هجر کشیدن چکنم؟! ۱
از همان بزم، که کس ناله ی زارم نشنید؛
بایدم خنده ی اغیار شنیدن چکنم؟! ۲
حلقه در گوش کشم، گر تو بهیچم نخری
چون تو را نیست سر بنده خریدن چکنم؟! ۳
زد بتیغ ستم و، بست بفتراکم و ماند
بدلم حسرت در خاک طپیدن چکنم؟! ۴
مه من، سوی سفر میرود از منزل و نیست
از پی محمل او پای دویدن چکنم؟! ۵
گیرم ای مهر گسل، با تو گزینم پیوند
چون رسد نوبت پیوند بریدن چکنم؟! ۶
گیرم آن آهوی وحشی شود آذر رامم
چون کند بی سبب آهنگ رسیدن چکنم؟! ۷
رفت و باید ستم هجر کشیدن چکنم؟! ۱
از همان بزم، که کس ناله ی زارم نشنید؛
بایدم خنده ی اغیار شنیدن چکنم؟! ۲
حلقه در گوش کشم، گر تو بهیچم نخری
چون تو را نیست سر بنده خریدن چکنم؟! ۳
زد بتیغ ستم و، بست بفتراکم و ماند
بدلم حسرت در خاک طپیدن چکنم؟! ۴
مه من، سوی سفر میرود از منزل و نیست
از پی محمل او پای دویدن چکنم؟! ۵
گیرم ای مهر گسل، با تو گزینم پیوند
چون رسد نوبت پیوند بریدن چکنم؟! ۶
گیرم آن آهوی وحشی شود آذر رامم
چون کند بی سبب آهنگ رسیدن چکنم؟! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - جانان نشسته تا من از شوق جان فشانم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - آه از دمی که روز جزا گریه سر کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.