هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از غم و اندوه عمیق خود پس از مرگ برادرش میگوید. او بیان میکند که هیچکس به اندازه او محزون و اندوهگین نیست و مردم او را از گریه و زاری منع میکنند، اما او نمیتواند جلوی اشکهایش را بگیرد. شاعر تأکید میکند که هیچکس مصیبتی بزرگتر از این ندیده است و حتی دیگران نیز در مرگ برادرش بیشتر از او گریه میکنند. او همچنین اشاره میکند که گریههایش سودی ندارد، زیرا درد و رنج همیشه از آنِ او بوده است.
رده سنی:
16+
این متن به موضوعات عمیق و سنگینی مانند مرگ، غم و اندوه میپردازد که درک آنها برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۵۲ - شد از مرگ برادر، دل خراب و سینه ریش از من؛
شد از مرگ برادر، دل خراب و سینه ریش از من؛
ندیده هیچ کس محزون تری در هیچ کیش از من ۱
کنندم خلق منع از گریه و من آنچه می بینم
نباید بیش ازین در آه و زاری منع خویش از من ۲
نبیند کس پس از من یا رب این ماتم که پندارم
ندیده است این مصیبت هیچ محنت دیده بیش از من ۳
بمرگ آن برادر چون نگریم خون، که در مرگش
تسلی میدهندم خلق و میگریند بیش از من؟! ۴
ندارد سودی آذر گریه، گر پیش آید اندوهی؛
که از آغاز نوش از دیگران بوده است و نیش از من ۵
ندیده هیچ کس محزون تری در هیچ کیش از من ۱
کنندم خلق منع از گریه و من آنچه می بینم
نباید بیش ازین در آه و زاری منع خویش از من ۲
نبیند کس پس از من یا رب این ماتم که پندارم
ندیده است این مصیبت هیچ محنت دیده بیش از من ۳
بمرگ آن برادر چون نگریم خون، که در مرگش
تسلی میدهندم خلق و میگریند بیش از من؟! ۴
ندارد سودی آذر گریه، گر پیش آید اندوهی؛
که از آغاز نوش از دیگران بوده است و نیش از من ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - اشک من کآب زلالی است که نتوان گفتن
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - باز نامد قاصدی کامد بسویت، سوی من؛
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.