هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن میگوید. او از درد جدایی و اشکهایش مینالد و اشارهای به داستان لیلی و مجنون دارد. شاعر همچنین از نگاه معشوق که میتواند هزاران دل را برباید، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به داستان لیلی و مجنون و مفاهیم فراق و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۵۵ - فزود هر نفسم عشق، کز خط شبگون؛
فزود هر نفسم عشق، کز خط شبگون؛
فزود روزبروز آن جمال روز افزون ۱
چو نیست تاب فراقم، مرو که گر بروی
ز اشک من همه چا پای مینهی در خون ۲
بحیرتم ز دل تنگ خود، که هر که نشست
در آن خرابه، از آنجا نمیرود بیرون! ۳
کسی که نیست ز یارش جدا چه میداند
که از جدایی لیلی چه میکشد مجنون؟! ۴
فغان که نیست مرا بیشتر ز یکدل و تو
بیک نگاه بری از هزار دل افزون ۵
فزود روزبروز آن جمال روز افزون ۱
چو نیست تاب فراقم، مرو که گر بروی
ز اشک من همه چا پای مینهی در خون ۲
بحیرتم ز دل تنگ خود، که هر که نشست
در آن خرابه، از آنجا نمیرود بیرون! ۳
کسی که نیست ز یارش جدا چه میداند
که از جدایی لیلی چه میکشد مجنون؟! ۴
فغان که نیست مرا بیشتر ز یکدل و تو
بیک نگاه بری از هزار دل افزون ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - چرا، هر جا مرا دیدی،از آنجا آمدی بیرون؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.