هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و شیفتگی خود به معشوق سخن میگوید. او از بوی معشوق، موهای او، و جادوی نگاهش یاد میکند و بیان میکند که هیچچیز نمیتواند او را از این عشق جدا کند. شاعر همچنین از رویای دیدار معشوق در روز جزا سخن میگوید و آرزو میکند که معشوق در کنار او بنشیند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به درک ادبی نسبتاً بالایی نیاز دارند.
شماره ۱۶۴ - صبح، مگر میدمد از کوی تو
صبح، مگر می دمد از کوی تو
کز نفسش می شنوم بوی تو ۱
توبه دهد بابلیان را ز سحر
جادویی نرگس جادوی تو ۲
سلسله ی شیفتگان غمت
نگسلد از سلسله ی موی تو ۳
دعوی خون، نشنود از من کسی
روز جزا بینم اگر روی تو ۴
شکوه ام از خوی تو هرگز نبود
بود چو روی تو اگر خوی تو ۵
گر نشینی تو به پهلوی من
به که نشینند به پهلوی تو ۶
آذر دل باخته را ساخته
گوشه نشین گوشه ی ابروی تو ۷
کز نفسش می شنوم بوی تو ۱
توبه دهد بابلیان را ز سحر
جادویی نرگس جادوی تو ۲
سلسله ی شیفتگان غمت
نگسلد از سلسله ی موی تو ۳
دعوی خون، نشنود از من کسی
روز جزا بینم اگر روی تو ۴
شکوه ام از خوی تو هرگز نبود
بود چو روی تو اگر خوی تو ۵
گر نشینی تو به پهلوی من
به که نشینند به پهلوی تو ۶
آذر دل باخته را ساخته
گوشه نشین گوشه ی ابروی تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - غیر را خون دل از دیده روان است که تو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - حسرتم این است در دل، کز فراق روی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.