هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از معشوق مینالد و احساس حسرت و رشک خود را نسبت به دیگرانی که به معشوق نزدیکترند بیان میکند. او از عشق عمیق خود به معشوق و تأثیر وجود او بر خود میگوید و آرزو میکند که بتواند دوباره به او نزدیک شود.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و ظرافتهای ادبی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.
شماره ۱۶۵ - حسرتم این است در دل، کز فراق روی تو
حسرتم این است در دل، کز فراق روی تو
چون سپارم جان، سپارندم به خاک کوی تو ۱
رفتم از کوی تو گریان، لیک رشکم می کشد،
کز سرشکم غیر خواهد جست راه کوی تو ۲
دسته ی گل، صبح در دستت چو بینم در چمن
بلبل از بوی گل افتد مست و من از بوی تو ۳
رشک می کشتم، اگر خوی تو چون روی تو بود
غیر را محروم از روی تو دارد خوی تو ۴
بعد ازین، این مدعی چون بر در جانان روی
من هم آیم از قفا و ایستم پهلوی تو ۵
یا تو را بینند و بگشایند در بر روی من
یا مرا بینند و نگشایند در بر روی تو ۶
تا کنند از ساده لوحی های آذر آگهت
قاصد از وی نامه ی ننوشته آرد سوی تو ۷
چون سپارم جان، سپارندم به خاک کوی تو ۱
رفتم از کوی تو گریان، لیک رشکم می کشد،
کز سرشکم غیر خواهد جست راه کوی تو ۲
دسته ی گل، صبح در دستت چو بینم در چمن
بلبل از بوی گل افتد مست و من از بوی تو ۳
رشک می کشتم، اگر خوی تو چون روی تو بود
غیر را محروم از روی تو دارد خوی تو ۴
بعد ازین، این مدعی چون بر در جانان روی
من هم آیم از قفا و ایستم پهلوی تو ۵
یا تو را بینند و بگشایند در بر روی من
یا مرا بینند و نگشایند در بر روی تو ۶
تا کنند از ساده لوحی های آذر آگهت
قاصد از وی نامه ی ننوشته آرد سوی تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۴ - صبح، مگر میدمد از کوی تو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۶ - این مزد قاصدی است که آید ز کوی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.