هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد هجران و عشق سخن می‌گوید و با سوالات پیاپی از آینده و نتیجه‌ی این عشق ناامیدانه می‌پرسد. او از بی‌قراری خود در فراق یار می‌نالد و از ترس رقیبان و نامه‌رسانان می‌گوید. در نهایت، آرزوی دیدار و حتی مرگ در راه عشق را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و مرگ نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.

شماره ۱۷۷ - شب هجران، نمیدانم ز پی دارد سحر یا نه؟!

شب هجران، نمی‌دانم ز پی دارد سحر یا نه؟!
وگر دارد سحر، آه سحر دارد اثر یا نه؟! ۱

به روز بد مرا ز آغاز کار افگند عشق، اما
نمی‌دانم که خواهد داشت روزی زین بتر یا نه؟! ۲

اگر بیتابی خود در فراق آن سفر کرده
نویسم سویش، آیا خواهد آمد از سفر یا نه؟! ۳

وگر دانم نخواهد آمدن، چون نامه بنویسم
ندانم راه خواهد برد مرغ نامه بر یا نه؟! ۴

وگر از سوز دل انشا کنم مکتوب، حیرانم
که خواهد سوخت مرغ نامه بر را بال و پر یا نه؟! ۵

وگر قاصد برد مکتوبی از من سوی او پنهان
ز مضمونش دهد یا رب رقیبان را خبر یا نه؟! ۶

وگر خواند نهان از دشمنان غمنامه‌ام، آیا
دهد رخصت که بوسم درگهش بار دگر یا نه؟! ۷

وگر افتد گذارم بر سر کویش، در این فکرم
که: دربانان به رویم باز می‌بندند در یا نه؟! ۸

وگر دربان دهد راهم، ز بیم غیر آنجا هم
نمی‌دانم توان گردیدنش بر گرد سر یا نه؟! ۹

و گر گرد سرش گردم، ز یاری و سپارم جان؛
ندانم افتدش بر نعشم از رحمت نظر یا نه؟! ۱۰

و گر آذر سپارد جان به خاک کوی او، یاران
ندانم افتدش بر تربتم گاهی گذر یا نه؟! ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
خوانش

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۶ - از روی فرخ فال بین، زلفش نگونسار آمده
گوهر بعدی:شماره ۱۷۸ - جان اسیران سوختی، از کس برآمد دود؟ نه!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.