هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ فارسی، بیانگر نگاهی انتقادی به توبه و بازگشت از عشق و مینوشی است. شاعر با اشاره به فصل بهار و شکستن توبههای گذشته، به بیوفایی و ناپایداری انسان اشاره میکند. همچنین، از رنجهای عشق و غم و نالههای نی سخن میگوید و به انتقاد از رفتار ناعادلانه با دل میپردازد. در پایان، شاعر به پوچی جستجوی عمر طولانی در این جهان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند مینوشی و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۸۳ - غم نیست دلا در دی، گر توبه ز می کردی
غم نیست دلا در دی، گر توبه ز می کردی
بشکن، چو بهار آمد، هر توبه که دی کردی ۱
گفتی: کنمت رحمی، کردی چو زغم کشتی!
ای سست وفا دیدی، کی گفتی و کی کردی؟! ۲
نه کرد و نه خواهد کرد، آتش به نی ای مطرب؛
کاری که تو با جانم، از ناله ی نی کردی ۳
تا دل ز غمت دم زد، کشتیش؛ کنون بنگر
جرمی که ز وی دیدی، ظلمی که به وی کردی! ۴
تا کی به جهان جویی، افزونی عمر آذر
خود گوی چه افزودت، این عمر که طی کردی؟! ۵
بشکن، چو بهار آمد، هر توبه که دی کردی ۱
گفتی: کنمت رحمی، کردی چو زغم کشتی!
ای سست وفا دیدی، کی گفتی و کی کردی؟! ۲
نه کرد و نه خواهد کرد، آتش به نی ای مطرب؛
کاری که تو با جانم، از ناله ی نی کردی ۳
تا دل ز غمت دم زد، کشتیش؛ کنون بنگر
جرمی که ز وی دیدی، ظلمی که به وی کردی! ۴
تا کی به جهان جویی، افزونی عمر آذر
خود گوی چه افزودت، این عمر که طی کردی؟! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - ای باد بامدادی، میآیی از چه وادی؟!
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - از جفا، اهل وفا را به زبان آوردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.