هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن می‌گوید. او احساس می‌کند که معشوقش به او توجهی ندارد و حتی ممکن است از دیدن رنج او نیز بگریزد. شاعر از معشوق می‌خواهد که رحم کند و به حال او توجه نشان دهد، اما در عین حال می‌ترسد که معشوق حتی از کشتن او نیز بپرهیزد. این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک عاشقی است که در ناامیدی به سر می‌برد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم عرفانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

شماره ۱۸۸ - بگاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی

بگاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی
به سر غلطم، چو بنشینی، ز پا افتم چو برخیزی ۱

کنم اظهار رنجوری، به هر کس می رسم شاید
نگیرد دامنت کس، گر تو روزی خون من ریزی ۲

تو وقتی حال من دانی، که چون من بر سر راهی
به امیدی نشینی صبح و شب نومید برخیزی ۳

شنیدم، رحم بر اغیار آوردی، از آن ترسم
که چون بینی مرا، از کشتن من هم بپرهیزی ۴

مگو با مدعی حرفی که گویم با تو پنهانی
چرا باید که چون بینی مرا از شرم بگریزی؟! ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - نمی پرسی ز غمناکان، دلت شاد است پنداری؟!
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - فغان که عمر سرآمد در انتظار کسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.