هوش مصنوعی:
این شعر از آذر بیانگر احساسات عمیق تنهایی، ناامیدی و بیوفایی در زندگی است. شاعر از عمری که در انتظار یاری گذشت مینالد، از بیوفایی دنیا شکایت دارد و از این که در زندگی نه کسی به کار او آمده و نه او به کار کسی. او از عشق و دلبستگیهای بیثمر میگوید و ترس از فراموشی و بیکسی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند تنهایی، ناامیدی و بیوفایی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۸۹ - فغان که عمر سرآمد در انتظار کسی
فغان که عمر سرآمد در انتظار کسی
که همچو عمر، دمی بیش نیست یار کسی ۱
وفا به وعده گر این است امید گاهان را
کسی مباد به عالم امیدوار کسی ۲
در آن دیار شدم خاک ره، که ننشیند
به دامن کسی از رهروان، غبار کسی ۳
بر آن شدم که کنم منع دل ز عشق بتان
ولی به دست کسی نیست اختیار کسی ۴
مرا چه سود ازین زندگی، که تا بودم
نه کس به کار من آمد، نه من به کار کسی ۵
نشست غیر به پهلوی او، مباد آن روز
که ناکسی بودش جای در کنار کسی ۶
چه غم ز بی کسی آذر، جز این که می ترسم
کسی نیاوردم نامه از دیار کسی ۷
که همچو عمر، دمی بیش نیست یار کسی ۱
وفا به وعده گر این است امید گاهان را
کسی مباد به عالم امیدوار کسی ۲
در آن دیار شدم خاک ره، که ننشیند
به دامن کسی از رهروان، غبار کسی ۳
بر آن شدم که کنم منع دل ز عشق بتان
ولی به دست کسی نیست اختیار کسی ۴
مرا چه سود ازین زندگی، که تا بودم
نه کس به کار من آمد، نه من به کار کسی ۵
نشست غیر به پهلوی او، مباد آن روز
که ناکسی بودش جای در کنار کسی ۶
چه غم ز بی کسی آذر، جز این که می ترسم
کسی نیاوردم نامه از دیار کسی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - بگاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - وقتی به غمم رسیده باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.