هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس غم و تنهایی خود میگوید و از بیتوجهی دیگران به رنجهایش شکایت میکند. او از نادیده گرفته شدن احساساتش توسط دیگران و بیتفاوتی آنها نسبت به درد و آوارگی خود گلایه دارد. همچنین، به ناکامی در عشق و رابطههای ناسالم اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناکامی در عشق و جفای دیگران نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۱۹۰ - وقتی به غمم رسیده باشی
وقتی به غمم رسیده باشی
کز من غم من شنیده باشی ۱
بر ناله ی غیر، نایدت رحم
خاموشی ما چو دیده باشی ۲
بخرام به طرف باغ چو سرو
تا پرده ی گل دریده باشی ۳
می نشنوی از من آنچه گویم
تا حرف که را شنیده باشی؟! ۴
آوارگیم، عجب ندانی
گر از پی دل دویده باشی! ۵
زارش مکش، از جفا بیندیش
آن را که نیافریده باشی ۶
گردن ننهد تو را چو آذر
آن را که به زر خریده باشی ۷
کز من غم من شنیده باشی ۱
بر ناله ی غیر، نایدت رحم
خاموشی ما چو دیده باشی ۲
بخرام به طرف باغ چو سرو
تا پرده ی گل دریده باشی ۳
می نشنوی از من آنچه گویم
تا حرف که را شنیده باشی؟! ۴
آوارگیم، عجب ندانی
گر از پی دل دویده باشی! ۵
زارش مکش، از جفا بیندیش
آن را که نیافریده باشی ۶
گردن ننهد تو را چو آذر
آن را که به زر خریده باشی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - فغان که عمر سرآمد در انتظار کسی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - خوش آن که به سر رسیده باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.