هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عاشقی است که از معشوق خود میخواهد تا به او توجه کند و از جفا و بیتوجهی بپرهیزد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند بلبل، گل، خزان و آستان، احساسات خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و ترکیبات نیاز به دانش ادبی بیشتری دارند.
شماره ۱۹۷ - بر آستان، مگرم پاسبان بگردانی
بر آستان، مگرم پاسبان بگردانی
که راه غیر از آن آستان بگردانی ۱
ز گلبنی، که گلش دیده باشی ای بلبل؛
خزان چو شد، ستم است آشیان بگردانی ۲
سزای کشتنم، این بس بود که نعش مرا
پس از وفات، بر آن آستان بگردانی ۳
ز من، به غیر مگر آن سخن که چون افتد
به من نگاه تو، باید زبان بگردانی ۴
مکن ز بزم برونم، وگر کنی چه شود
مرا به گرد سر پاسبان بگردانی ۵
بداغ عشق تو شادم، که کس نمیخردم
گرم به شهر پی امتحان بگردانی ۶
روا مدار به آذر جفا چو نتوان ی
که راه ناله ی او ز آسمان بگردانی ۷
که راه غیر از آن آستان بگردانی ۱
ز گلبنی، که گلش دیده باشی ای بلبل؛
خزان چو شد، ستم است آشیان بگردانی ۲
سزای کشتنم، این بس بود که نعش مرا
پس از وفات، بر آن آستان بگردانی ۳
ز من، به غیر مگر آن سخن که چون افتد
به من نگاه تو، باید زبان بگردانی ۴
مکن ز بزم برونم، وگر کنی چه شود
مرا به گرد سر پاسبان بگردانی ۵
بداغ عشق تو شادم، که کس نمیخردم
گرم به شهر پی امتحان بگردانی ۶
روا مدار به آذر جفا چو نتوان ی
که راه ناله ی او ز آسمان بگردانی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶ - تا می نخوری، قد رخ زرد ندانی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸ - تو را که گفت : رخ از دوستان بگردانی؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.