هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر زیبا و نمادین، به عشق و اشتیاق به معشوق اشاره دارد. شاعر با تکرار عبارت «همان که میدانی» بر رابطه عمیق و رازآلود بین عاشق و معشوق تأکید میکند. همچنین، از عناصر طبیعت مانند کوه، گلشن، صبح نوروز و شام یلدا برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۲۰۱ - ای به سیما، همان که می دانی
ای به سیما، همان که می دانی
تو شهی ما همان که می دانی ۱
ز آستان تو، عاشقان رفتند
مانده بر جا همان که می دانی ۲
کوهکن، جان ز شوق کند که داشت
کارفرما همان که می دانی ۳
چون خرامان به گلشنت بیند
افتد از پا همان که می دانی ۴
صبح نوروز، روی روشن تو
شام یلدا همان که می دانی ۵
باشد آذر، که شاد بنشینم
یک نفس با همان که می دانی ۶
تو شهی ما همان که می دانی ۱
ز آستان تو، عاشقان رفتند
مانده بر جا همان که می دانی ۲
کوهکن، جان ز شوق کند که داشت
کارفرما همان که می دانی ۳
چون خرامان به گلشنت بیند
افتد از پا همان که می دانی ۴
صبح نوروز، روی روشن تو
شام یلدا همان که می دانی ۵
باشد آذر، که شاد بنشینم
یک نفس با همان که می دانی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - به یک ایما، همان که می دانی
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - کنی تا چند آزارم که زاری های من بینی؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.