هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و احساسی است که در آن شاعر از درد دوری و بی‌توجهی معشوق شکایت می‌کند. او خود را بی‌گناه و معصوم مانند طفلی می‌داند که از نگاه معشوق آسیب دیده است. شاعر امیدوار است که نسیمی از سوی معشوق بیاید و دلش را شاد کند، اما در عین حال از سوزش دل و اشک‌هایش می‌ترسد. او از معشوق می‌خواهد که گاهی به فکر حالش باشد و با او همدردی کند، حتی اگر با دیگران وقت می‌گذراند.
رده سنی: 15+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده‌تر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارد.

شماره ۲۰۳ - پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی

پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی
جرمی نداری آری، طفلی و بی گناهی ۱

هر جا نسیمی آید، کز وی دلم گشاید
خوش دل شوم که شاید، پیکی رسد زراهی ۲

رحمی، وگرنه ترسم از سوز دل چو شمعم
ریزد ز دیده اشکی، خیزد ز سینه آهی ۳

ای آنکه با رقیبان، هم صحبتی دمادم
دردم بجو زمانی، حالم بپرس گاهی ۴

جای چو من گدایی، در بزم چون تو شاهی
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - کنی تا چند آزارم که زاری های من بینی؟!
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - کجایی یوسف ثانی، کجایی؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.