هوش مصنوعی: متن بالا یک شعر غمگین و عاشقانه است که در آن شاعر از دوری یوسف ثانی (معشوق) شکایت می‌کند و از تنهایی، پشیمانی، ویرانی، و بی‌توجهی دیگران گله می‌کند. شاعر همچنین به مسائل مذهبی و اجتماعی مانند بی‌توجهی مسلمانان و تضاد بین کعبه و بت‌خانه اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مسائل مذهبی و اجتماعی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری داشته باشد.

شماره ۲۰۴ - کجایی یوسف ثانی، کجایی؟!

کجایی یوسف ثانی، کجایی؟!
جدا از پیر کنعانی کجایی؟! ۱

به دست اهرمن، حیف است خاتم
تو ای دست سلیمانی کجایی؟! ۲

سرت گردم، کنون از صحبت دوش
نداری گر پشیمانی کجایی ۳

چو افتد فکر معموری به خاطر
همین گویم که ویرانی کجایی؟! ۴

چو گیرد دامنم را خار امید
همین نالم که عریانی کجایی؟! ۵

مسلمانان نمی پرسند حالم
کجایی ای مسلمانی کجایی؟! ۶

مگو از کعبه و بت خانه آذر
که می دانم نمی دانی کجایی؟! ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - دلا، پیام من و او، اگر به هم تو نگویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.