خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از عشق و فداکاری سخن میگوید و بیان میکند که حاضر است جان خود را در راه معشوق بدهد. معشوق نیز بر او میگرید و شاعر در پاسخ میگوید که حتی حاضر است دل خود را نیز بدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فداکاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک زیباییشناسی شعر کلاسیک فارسی معمولاً به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۱۱۱ - یار آمد و، جان برایگان میدهمش
یار آمد و، جان برایگان میدهمش
جان در قدم سرو روان میدهمش ۱
او میگرید بر من و، من میگویم:
دل میدهدم کنون که جان میدهمش! ۲
جان در قدم سرو روان میدهمش ۱
او میگرید بر من و، من میگویم:
دل میدهدم کنون که جان میدهمش! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۰ - یاری کامروز نقد دل باختمش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۲ - خوش آنکه ز وصل تو شبی بالم خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.