خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شخصی از سرما میلرزد و خواجهاش او را مسخره میکند. آنها به مکانی خلوت میروند تا گنجی پیدا کنند؛ خواجه کیسهای از طلا برمیدارد و راوی کاسهای از شراب.
متن دارای مفاهیم نمادین و طعنهآمیز است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین ممکن است اشاره به مصرف شراب برای مخاطبان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۱۶۹ - لرزان من و خواجه دوش از سردی دی
لرزان من و خواجه دوش از سردی دی
وی طعنه بمن میزد و من خنده بوی ۱
رفتیم نهان ز خلق، تا مخزن کی
او کیسه ی زر گرفت و من کاسه ی می ۲
وی طعنه بمن میزد و من خنده بوی ۱
رفتیم نهان ز خلق، تا مخزن کی
او کیسه ی زر گرفت و من کاسه ی می ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - عید است چه مانده ای صباحی بسرای؟!
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - از دور فلک که باخت لعب عجبی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.