خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دوری و فراق معشوق شکایت میکند و بیان میکند که روز و شبها مانند مو و روی معشوق سیاه و سپید میگذرند، اما برای او این زمانها بیمعنا و دردناک است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۱۷۰ - از دور فلک که باخت لعب عجبی
از دور فلک که باخت لعب عجبی
بر من، که ز هجر داشتم تاب و تبی ۱
روزی و شبی، چو روی و موی تو گذشت؟
روزی و چه روزی و شبی و چه شبی؟! ۲
بر من، که ز هجر داشتم تاب و تبی ۱
روزی و شبی، چو روی و موی تو گذشت؟
روزی و چه روزی و شبی و چه شبی؟! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - لرزان من و خواجه دوش از سردی دی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - قاصد!دلم از حرف وفا خوش کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.