هوش مصنوعی:
مأمون پس از به دست گرفتن خلافت، با توصیه یکی از نزدیکانش مواجه میشود که به او هشدار میدهد اگر به رفتارهای بیادبانه خدمتکارانش رسیدگی نکند، ممکن است به حکومت او آسیب برسد. مأمون در پاسخ میگوید که با وجود بخشندگیاش، در برابر بیادبی خدمتکاران سختگیر خواهد بود و اجازه نمیدهد بیاحترامی به او شود. او همچنین اشاره میکند که شهرتش به بداخلاقی ممکن است از تأثیرگذاری ادب خدمتکاران بکاهد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم پیچیدهای مانند سیاست، حکومت و اخلاق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر دارند و مناسب مخاطبان نوجوان و بزرگسال است.
شماره ۲۴ - چو مأمون خلافت گرفت از امین
چو مأمون خلافت گرفت از امین
قوی شد ز تیغ یمانش یمین ۱
یکی گفتش از محرمان: ای امیر
که روشن چو آیینه داری ضمیر ۲
فلان بنده کز جود دادیش مال
ز سوء ادب بایدش گوشمال ۳
نباشد به شاه جهان این نهان
که در بارگاه شهان جهان ۴
نهد پا چو ز اندازه بیرون کسی
فتد رخنه در کار دولت بسی ۵
دهد نیک و بد را، ادب امتیاز
وگرنه، که از مه ندانند باز ۶
کسی کز ادب نیست در رویش آب
بود خوار در مجلس شیخ و شاب ۷
ندانند مردم، چو شد آب روی
ندیمان شه را ز رندان کوی ۸
اگر از سیاست نیازاریش
نه ز آن ره که رفته است باز آریش ۹
برد رونق بزم شاهنشهی
که خود از ادب نیستش آگهی ۱۰
تبسم کنان گفت مأمون: بلی
چنین است رسم بزرگان، ولی ۱۱
من از هر خطایی گر آیم به خشم
به کار غلامان کنم زهر چشم ۱۲
به دشنامشان تلخ سازم لبان
شود تلخ از آن زهرم اول زبان ۱۳
به بدخوییم نام چون شد بلند
چه سود از ادب بندگان بهرمند؟! ۱۴
روا نیست باشد مرا از غضب
غلامان ادب پیشه، من بی ادب! ۱۵
قوی شد ز تیغ یمانش یمین ۱
یکی گفتش از محرمان: ای امیر
که روشن چو آیینه داری ضمیر ۲
فلان بنده کز جود دادیش مال
ز سوء ادب بایدش گوشمال ۳
نباشد به شاه جهان این نهان
که در بارگاه شهان جهان ۴
نهد پا چو ز اندازه بیرون کسی
فتد رخنه در کار دولت بسی ۵
دهد نیک و بد را، ادب امتیاز
وگرنه، که از مه ندانند باز ۶
کسی کز ادب نیست در رویش آب
بود خوار در مجلس شیخ و شاب ۷
ندانند مردم، چو شد آب روی
ندیمان شه را ز رندان کوی ۸
اگر از سیاست نیازاریش
نه ز آن ره که رفته است باز آریش ۹
برد رونق بزم شاهنشهی
که خود از ادب نیستش آگهی ۱۰
تبسم کنان گفت مأمون: بلی
چنین است رسم بزرگان، ولی ۱۱
من از هر خطایی گر آیم به خشم
به کار غلامان کنم زهر چشم ۱۲
به دشنامشان تلخ سازم لبان
شود تلخ از آن زهرم اول زبان ۱۳
به بدخوییم نام چون شد بلند
چه سود از ادب بندگان بهرمند؟! ۱۴
روا نیست باشد مرا از غضب
غلامان ادب پیشه، من بی ادب! ۱۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۵
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳ - درختی کهن بود در بیشه ای
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - شنیدم یکی شاه فیروزبخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.