هوش مصنوعی:
در این متن، یک گفتوگو بین یک مسلمان و یک پیرو آیین زرتشتی (گبر) نقل شده است. مسلمان از گبر میخواهد که اسلام را بپذیرد و وعدههای بهشتی میدهد، اما گبر در پاسخ، از اعتقادات خود دفاع میکند و بیان میکند که راه اسلام برای او دور است و ترجیح میدهد به آیین خود وفادار بماند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با مباحث فلسفی و اعتقادی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات خاص ادبیات کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۰ - در ایام قطب زمان بایزید
در ایام قطب زمان بایزید
که بودش یقین از گمان بر مزید ۱
یکی گفت با گبر آتشکده
که: ای کشتهی کیشت آتش زده ۲
نه یی جغد، آهنگ ناخوش چرا؟!
سمندر نه یی، شوق آتش چرا؟! ۳
بیا راه اسلامیان پیش گیر
ببین کیش ما، ترک آن کیش گیر ۴
که تا ابر رحمت به گل باردت
ز شوره زمین گل به بار آردت ۵
به پاسخ چنین گفت آن پیر گبر
که: خورشید تا کی بپوشم به ابر؟! ۶
مسلمان اگر بایزد است، آه
ز من تا به اسلام، دور است راه! ۷
شب از سجده گردیده خم پشت او
مجدر ز سبحه سر انگشت او ۸
فلک حال او آرزو میکند
نیاید ز من آنچه او میکند ۹
ور اسلام این است ای آموزگار
که میبینم از مردم روزگار ۱۰
همان به کز آتش فروزم چراغ
نگیرم ز اسلام دیگر سراغ ۱۱
به آتش بود گرم پشتم به روز
شبم بزم از آتش شود دلفروز ۱۲
که بودش یقین از گمان بر مزید ۱
یکی گفت با گبر آتشکده
که: ای کشتهی کیشت آتش زده ۲
نه یی جغد، آهنگ ناخوش چرا؟!
سمندر نه یی، شوق آتش چرا؟! ۳
بیا راه اسلامیان پیش گیر
ببین کیش ما، ترک آن کیش گیر ۴
که تا ابر رحمت به گل باردت
ز شوره زمین گل به بار آردت ۵
به پاسخ چنین گفت آن پیر گبر
که: خورشید تا کی بپوشم به ابر؟! ۶
مسلمان اگر بایزد است، آه
ز من تا به اسلام، دور است راه! ۷
شب از سجده گردیده خم پشت او
مجدر ز سبحه سر انگشت او ۸
فلک حال او آرزو میکند
نیاید ز من آنچه او میکند ۹
ور اسلام این است ای آموزگار
که میبینم از مردم روزگار ۱۰
همان به کز آتش فروزم چراغ
نگیرم ز اسلام دیگر سراغ ۱۱
به آتش بود گرم پشتم به روز
شبم بزم از آتش شود دلفروز ۱۲
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - شنیدم عضد خسرو دیلمی
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - شبی خوشتر از روز با دوستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.