هوش مصنوعی: این شعر از حافظ است که در آن شاعر از عشق، مستی، و دیوانگی سخن می‌گوید و از ناصحان و عاقلان می‌خواهد که از سرزنش او دست بردارند. او به دنبال لذت‌های زندگی و فرار از غم است و از ویرانی و میخانه به عنوان نمادهایی برای یافتن حقیقت استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و شاعرانه‌ای است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و میخانه ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر نامناسب باشد.

شماره ۹ - بگذر ای ناصح فرزانه زافسانه ی ما

بگذر ای ناصح فرزانه زافسانه ی ما
بگذارید به ما این دل دیوانه ی ما ۱

ما بدیوانگی افسانه ی شهریم ولی
عاقلان نیک بخوابند ز افسانه ی ما ۲

ساغری از کف ساقی مگر آریم به دست
ورنه مستی ندهد دست ز پیمانه ی ما ۳

واعظا با همه غوغای خردمندی ها
نبری صرفه زیک ناله ی مستانه ی ما ۴

سیلی ای دیده روان ساز که ویران کندش
تا مگر در خور گنجی شود این خانه ی ما ۵

سقف این کاخ زراندود حجاب فلک است
پرتوی مهر بجویید ز ویرانه ی ما ۶

آن که یک شب غمش از دل ننهد پای برون
کاش یک روز نهد پای به کاشانه ی ما ۷

خردت راهبر کوچه ی غمناکان است
خبری جو زنشاط از در میخانه ی ما ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸ - دادم بغمت شادی این هر دو جهان را
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - نام تو کلید بستگی ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.