هوش مصنوعی:
این متن به اهمیت عشق در زندگی انسان اشاره دارد و بیان میکند که بدون عشق، زندگی بیمعناست. شاعر از تجربیات خود در مورد غم و شادی، کفر و دین، و عقل و جنون میگوید و نتیجه میگیرد که هیچکس به رازهای این جهان پی نبرده است. همچنین، او از درد و زخمهایی میگوید که تنها با عشق درمان میشوند و از لطف و مهربانی معشوق سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند کفر و دین یا عقل و جنون ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا گیجکننده باشد.
شماره ۳۸ - زنده بی عشق کسی در همه ی عالم نیست
زنده بی عشق کسی در همه ی عالم نیست
وانکه بی عشق بماند نفسی آدم نیست ۱
تا چه باشد بسر پیر خرابات که من
بیکی جرعه می اندیشه ام از عالم نیست ۲
غم و شادی که بیک لحظه دگرگون گردد
چه غم، ار باشد و گر زانکه نباشد غم نیست ۳
کفر و دین عقل و جنون دانش و دانایی را
آزمودیم درین پرده کسی محرم نیست ۴
نه چنانست که لطفیت نباشد با من
هست لطفی و چنان هست که پندارم نیست ۵
دردم آن درد که جز تیغ تواش درمان نه
زخمم آن زخم که جز تیر تواش مرهم نیست ۶
حاصل هر دو جهان را بهم اندوخت نشاط
پیر میخانه به هیچ ار بستاند کم نیست ۷
وانکه بی عشق بماند نفسی آدم نیست ۱
تا چه باشد بسر پیر خرابات که من
بیکی جرعه می اندیشه ام از عالم نیست ۲
غم و شادی که بیک لحظه دگرگون گردد
چه غم، ار باشد و گر زانکه نباشد غم نیست ۳
کفر و دین عقل و جنون دانش و دانایی را
آزمودیم درین پرده کسی محرم نیست ۴
نه چنانست که لطفیت نباشد با من
هست لطفی و چنان هست که پندارم نیست ۵
دردم آن درد که جز تیغ تواش درمان نه
زخمم آن زخم که جز تیر تواش مرهم نیست ۶
حاصل هر دو جهان را بهم اندوخت نشاط
پیر میخانه به هیچ ار بستاند کم نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - بهر جا بنگرم بالا و گرپست
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - گر چه ما را پای تا سرجرم و سر تا پا خطاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.