هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، مینوشی، و لذتهای زندگی میپردازد و در مقابل، زهد و ریا را نقد میکند. شاعر از معشوق و می به عنوان نمادهای شادی و نشاط یاد میکند و زاهد را به دلیل دوری از این لذتها مورد انتقاد قرار میدهد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و لذتهای دنیوی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۶۰ - گر شهر حرام است و گرماه صیام است
گر شهر حرام است و گرماه صیام است
بودن نفسی بی می و معشوق حرام است ۱
آورده برفتار صنوبر که خرام است
کردست بپا شور قیامت که قیام است ۲
دل برده بیک عشوه که این رسم نگاه است
جان داده بیک گفته که این طرز کلام است ۳
زاهد مگر از وعده ی جنت برد از راه
آنرا که نه در کوی خرابات مقام است ۴
با غیرنه خشمی، نه بما گوشه ی چشمی
چیزی که در او جای نشاط است کدام است ۵
بودن نفسی بی می و معشوق حرام است ۱
آورده برفتار صنوبر که خرام است
کردست بپا شور قیامت که قیام است ۲
دل برده بیک عشوه که این رسم نگاه است
جان داده بیک گفته که این طرز کلام است ۳
زاهد مگر از وعده ی جنت برد از راه
آنرا که نه در کوی خرابات مقام است ۴
با غیرنه خشمی، نه بما گوشه ی چشمی
چیزی که در او جای نشاط است کدام است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - وقت آن شد که ز میخانه در آیم سر مست
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.