هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دوستی سخن میگوید و بیان میکند که بیان احساسات واقعی دشوار است. او بر اهمیت دل در دوستی تأکید دارد و از مهر و عشق به یار سخن میگوید. همچنین، شاعر از ارزش وقت گذراندن با یاران و لذتهای آن یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر دارند که برای سنین بالاتر مناسبتر است.
شماره ۹۲ - حاجتی دارم و حاشا که بگفتار آید
حاجتی دارم و حاشا که بگفتار آید
حجت است آن که بگفتار پدیدار آید ۱
سخن از پایه ی من خواست نه زانجا که تویی
من بوصف تو چه گویم که سزاوار آید ۲
پاس دل باید نه پاس زبان در بردوست
هر چه دردل گذرد به که بگفتار آید ۳
خیل شه خانه ی درویش بهم در شکند
چه عجب سینه گر از مهر تو افکار آید ۴
وقت در صحبت یاران مده از دست نشاط
این نه یاریست که چون رفت دگر بار آید ۵
حجت است آن که بگفتار پدیدار آید ۱
سخن از پایه ی من خواست نه زانجا که تویی
من بوصف تو چه گویم که سزاوار آید ۲
پاس دل باید نه پاس زبان در بردوست
هر چه دردل گذرد به که بگفتار آید ۳
خیل شه خانه ی درویش بهم در شکند
چه عجب سینه گر از مهر تو افکار آید ۴
وقت در صحبت یاران مده از دست نشاط
این نه یاریست که چون رفت دگر بار آید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - هم سبزه سر زد از چمن و هم سمن ز شاخ
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - من و از خون دل پیمانه ای چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.