هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از لذتهای زودگذر زندگی مانند معاشرت با دوستان، نگاه به یار و گذراندن شبهای عاشقانه سخن میگوید. او از بیهودگی عمر و ضرورت تلاش برای زندگی بهتر میگوید و در نهایت به عشق و شادی اشاره میکند، حتی اگر با بیداد همراه باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی اشارات به رابطههای عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۷۰ - وقت شد وقت کزین جمع کناری گیریم
وقت شد وقت کزین جمع کناری گیریم
برد دوست نشینیم و قراری گیریم
روزکی چند نظر بر رخ یاری فکنیم
شبکی چند سر زلف نگاری گیریم
آرزوی سر از آن پا بقدومی طلبیم
مقصد دیده از آن در بغباری گیریم
چند بیهوده توان برد بسر عمر عزیز
جهدی ای دل که ازین پس پی کاری گیریم
عقل نگذاشت تنی را بسپاهی شکنیم
عشق کو عشق که ملکی بسواری گیریم
صید گاهی خوش و یاران همه غافل بشتاب
تا سمندی بجهانیم و شکاری گیریم
دوست گر دست به بیداد کند باز نشاط
عشق را با هوس آنگاه عیاری گیریم
برد دوست نشینیم و قراری گیریم
روزکی چند نظر بر رخ یاری فکنیم
شبکی چند سر زلف نگاری گیریم
آرزوی سر از آن پا بقدومی طلبیم
مقصد دیده از آن در بغباری گیریم
چند بیهوده توان برد بسر عمر عزیز
جهدی ای دل که ازین پس پی کاری گیریم
عقل نگذاشت تنی را بسپاهی شکنیم
عشق کو عشق که ملکی بسواری گیریم
صید گاهی خوش و یاران همه غافل بشتاب
تا سمندی بجهانیم و شکاری گیریم
دوست گر دست به بیداد کند باز نشاط
عشق را با هوس آنگاه عیاری گیریم
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - زشست شهسواری ناوکی تعویذ پردارم
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - عجب نبود بگلشن جا اگر فصل خزان دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.