هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تصمیم خود برای ترک میخانه و عاقل شدن سخن میگوید، اما عشق و دلبستگی به معشوق او را دیوانه میکند. او با وجود تلاش برای پرهیز از می، دوباره به سمت میخانه کشیده میشود و در نهایت، عقل را کنار میگذارد و مستی و شادی را برمیگزیند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مستی و مینوشی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۱۰ - گفتم از میکده یکچند سوی خانه شوم
گفتم از میکده یکچند سوی خانه شوم
مستی از سر نهم و عاقل و فرزانه شوم
حلقه زد بر در دل سلسله ی طره ی دوست
چکنم قسمتم اینست که دیوانه شوم
خمی از باده بکاشانه نهان ساخته ام
گو دو روزی نتوانم که بمیخانه شوم
رهنمایی کنمش تا بسر گنج مراد
دست دل گیرم و ویرانه بویرانه شوم
زین پس از من طمع عقل مدارید که من
فرض تر دارم ازین کار که فرزانه شوم
از نشاط این چه توقع که غمین بنشیند
قدحی برکشم و سر خوش و مستانه شوم
مستی از سر نهم و عاقل و فرزانه شوم
حلقه زد بر در دل سلسله ی طره ی دوست
چکنم قسمتم اینست که دیوانه شوم
خمی از باده بکاشانه نهان ساخته ام
گو دو روزی نتوانم که بمیخانه شوم
رهنمایی کنمش تا بسر گنج مراد
دست دل گیرم و ویرانه بویرانه شوم
زین پس از من طمع عقل مدارید که من
فرض تر دارم ازین کار که فرزانه شوم
از نشاط این چه توقع که غمین بنشیند
قدحی برکشم و سر خوش و مستانه شوم
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۹ - هوسی کرده ام امروز که دیوانه شوم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۱ - زتست پای گریزم ز تست دست ستیزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.