هوش مصنوعی: شاعر از جدایی و دوری از معشوق خود می‌گوید و درد این فراق را بیان می‌کند. او احساس می‌کند که معشوق از او بی‌خبر است و خودش درگیر عشق و اشتیاق است. همچنین، شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دیگران سخن می‌گوید و در پایان، از خطاهای خود و بخشش معشوق صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی داشته باشند.

شماره ۲۳۰ - او میرود ز پیش و من اندر قفای او

او میرود ز پیش و من اندر قفای او
او فارغ است از من و من مبتلای او

مشکین کمند گیسویش افتاده از قفا
هر جا دلیست میکشد اندر قفا ی او

گفتم که از خطای من افزون چه میشود
شرمنده تر شدم چو بدیدم عطای او
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - شب آمد و دل باز نیامد ز در او
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - شاها هلال ماه نو از آفتاب خواه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.