هوش مصنوعی: این متن بیانگر احساسات شاعر درباره رنج‌های زندگی، ناامیدی از دنیا و آرزوی آرامش است. شاعر خود را دیوانه و سرخوش از کودکان می‌داند و از ستم روزگار شکایت دارد. او از آسمان و کاروان زندگی می‌خواهد که شتاب کنند یا درنگ نمایند و در نهایت به صلح و آرامش می‌اندیشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار خواهد بود. همچنین، لحن غمگین و ناامیدانه شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان نامناسب باشد.

شماره ۲۷۷ - ما را که جام نبود رنجیم کی ز سنگی

ما را که جام نبود رنجیم کی ز سنگی
آنکس که نام دارد گورنجه شو زننگی

زابنای دهر ما را غیر از ستم طمغ نیست
دیوانه ایم و سرخوش از کودکان بسنگی

در بوستان چو مزکوم در گلستان چو اعمی
ماندیم روزگاری فارغ ز بو و رنگی

از ره فتادگانیم تا صبح سر بر آرد
ای آسمان شتابی ای کاروان درنگی

صید توام من ای شوخ از این و آن چه خواهی
هر سو بامتحانی ضایع مکن خدنگی

زین پس نشاط یکچند آسوده میتوان بود
کس را بمانه صلحی ما را بکس نه جنگی
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۶ - در عشق روانیست نه دعوی نه گواهی
گوهر بعدی:شماره ۲۷۸ - نه دل بدست یاری نه سر بزیر باری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.