هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که همه چیز خود را از او گرفته است. او با وجود عصیان و گناه، به بخشندگی معشوق امیدوار است و عذرخواهی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، اشاره به عصیان و گناه ممکن است نیاز به درک بالاتری از مفاهیم اخلاقی و فلسفی داشته باشد.
شماره ۱۵ - ای نمودی از وجودت بود من
ای نمودی از وجودت بود من
درد تو سرمایه ی بهبود من ۱
در زفیض خود برخ بگشادیم
هر چه را لایق بدیدی دادیم ۲
از درت چون ساختم ساز سفر
کردم از آنجا چو آغاز سفر ۳
زاد راه و توشه و سرمایه ام
هم تو خود دادی بقدر پایه ام ۴
گر در این سودا زیان آورده ام
هر چه را بردم همان آورده ام ۵
گر چه عمرم صرف عصیان تو شد
ورچه عصیان هم بفرمان تو شد ۶
این زمان پیشت بپاداش گناه
نبودم غیر از زبانی عذرخواه ۷
از گناه خود ندارم هیچ بیم
طالب بخشش بود بی شک کریم ۸
بر کریمی تو اذعان کرده ام
پیشت از جرم ارمغان آورده ام ۹
درد تو سرمایه ی بهبود من ۱
در زفیض خود برخ بگشادیم
هر چه را لایق بدیدی دادیم ۲
از درت چون ساختم ساز سفر
کردم از آنجا چو آغاز سفر ۳
زاد راه و توشه و سرمایه ام
هم تو خود دادی بقدر پایه ام ۴
گر در این سودا زیان آورده ام
هر چه را بردم همان آورده ام ۵
گر چه عمرم صرف عصیان تو شد
ورچه عصیان هم بفرمان تو شد ۶
این زمان پیشت بپاداش گناه
نبودم غیر از زبانی عذرخواه ۷
از گناه خود ندارم هیچ بیم
طالب بخشش بود بی شک کریم ۸
بر کریمی تو اذعان کرده ام
پیشت از جرم ارمغان آورده ام ۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۹
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - ای گرفتار جهان پیچ پیچ
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - گرضمیرم قابل اسرار نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.