هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شیفتگی خود سخن میگوید و اعتراف میکند که اسیر عشق شده و توبهاش را شکسته است. او از نگاه دیگران و قضاوتهایشان میگوید و از دلهای بیصبر و چشمان بیگذشت شکایت دارد. در نهایت، شاعر خود را در دشت عشق افتاده میبیند و از خداوند طلب کمک میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'رسوا تر از این مکن که هستم' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد.
دست خدا
من عاشق و رند و می پرستم
من بلهوسی هوا پرستم ۱
این عربده ز ابلهی و خامی ست
ای شیخ گمان مبر که مستم ۲
ای دیده چرا نمی گذاری
یک لحظه عنان دل بدستم ۳
ای دل تو چرا نمی شکیبی
رسوا تر از این مکن که هستم ۴
از نفخه ی زلف مشکفامت
دل دادم و توبه را شکستم ۵
جز مهر تو نیست در ضمیرم
از قید جهان و دهر رستم ۶
از پای فتاده ام در این دشت
ای دست خدا بگیر دستم ۷
من بلهوسی هوا پرستم ۱
این عربده ز ابلهی و خامی ست
ای شیخ گمان مبر که مستم ۲
ای دیده چرا نمی گذاری
یک لحظه عنان دل بدستم ۳
ای دل تو چرا نمی شکیبی
رسوا تر از این مکن که هستم ۴
از نفخه ی زلف مشکفامت
دل دادم و توبه را شکستم ۵
جز مهر تو نیست در ضمیرم
از قید جهان و دهر رستم ۶
از پای فتاده ام در این دشت
ای دست خدا بگیر دستم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بار غم بر دل و دل بر سر زلفش ترسم
گوهر بعدی:ابن همان دشت و من خسته همان نخجیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.