هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، توصیف کننده احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با ناز و جلوه‌گری می‌آید و می‌رود، اما تأثیر عمیقی بر قلب و روح شاعر می‌گذارد. شاعر از عشق، زیبایی، و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید و از عناصری مانند زلف پریشان، سیلاب اشک، و ویرانی قصر دل برای بیان احساساتش استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.

شماره ۹۵ - آمد و در پیش من از ناز جولان کرد و رفت

آمد و در پیش من از ناز جولان کرد و رفت
خاطرم را همچو زلف خود پریشان کرد و رفت ۱

بس که سیلاب سرشکم آمد از جوش غمش
قصر بنیاد دلم را سخت ویران کرد و رفت ۲

دوش دیدم در چمن از ناز او را جلوه گر
دست ما اندر گریبان گل به دامان کرد و رفت ۳

بودم ایمان اگر چه در پیغمبر حسنش ولی
کفر زلفش آمد و تاراج ایمان کرد و رفت ۴

دیشب از لعل بدخشان شد حکایت لعل او
خنده ای از ناپسندی در بدخشان کرد و رفت ۵

برقع از رخ برفکند و چهره خود را نمود
طاقت و صبر و قرارم بر دو سامان کرد و رفت ۶

کرد با نیم نگه جان مرا از تن برون
مشکل سخت مرا بسیار آسان کرد و رفت ۷

تا به عرض جلوه آمد در چمن روی گلش
بلبل شوریده را در باغ نالان کرد و رفت ۸

ای خوشا طغرل که بیدل می سراید مصرعی
خانه دل در سر ره بود ویران کرد و رفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۴ - شب که در دل عکس خورشید رخ او جا گرفت
گوهر بعدی:شماره ۹۶ - سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.