هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد عشق و فراق مینالد و از بیاعتنایی معشوق شکایت دارد. او از غم و اندوهی که معشوق با رفتارش بر او تحمیل کرده سخن میگوید و از این که معشوق همچنان در ناز و غرور به سر میبرد، اظهار ناراحتی میکند. شاعر از تیرهای غم و اندوهی که بر دلش نشسته میگوید و از این که معشوق حتی از دیدن زخمهای دلش شرم نمیکند، گلایه دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۷۸ - در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
در بساط عشق رخماتم تو شهبازی هنوز ۱
تیغ ابرو بی گنه عریان به قتلم کرده ای
چون عروج نشئه می بر سرم تازی هنوز ۲
گشتم از داغ غمت سرگرم انجام فراق
دولت وصلت ندیده فرقت آغازی هنوز ۳
نآیدت شرم از مشبک های سوراخ دلم
بر سرم همچون هدف تیر غم اندازی هنوز ۴
چند گفتم در مقام وصل خودداری نما
از هجوم اضطراب ای اشک غمازی هنوز! ۵
جان دهد لعلش به هنگام سخن اموات را
شرم دار ای مدعی طالب به اعجازی هنوز! ۶
داشتی طغرل شکایت ها شب از دست فراق
از جدائی همچو نی با ناله دمسازی هنوز ۷
در بساط عشق رخماتم تو شهبازی هنوز ۱
تیغ ابرو بی گنه عریان به قتلم کرده ای
چون عروج نشئه می بر سرم تازی هنوز ۲
گشتم از داغ غمت سرگرم انجام فراق
دولت وصلت ندیده فرقت آغازی هنوز ۳
نآیدت شرم از مشبک های سوراخ دلم
بر سرم همچون هدف تیر غم اندازی هنوز ۴
چند گفتم در مقام وصل خودداری نما
از هجوم اضطراب ای اشک غمازی هنوز! ۵
جان دهد لعلش به هنگام سخن اموات را
شرم دار ای مدعی طالب به اعجازی هنوز! ۶
داشتی طغرل شکایت ها شب از دست فراق
از جدائی همچو نی با ناله دمسازی هنوز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - ای عارض گلگون تو از باده گهر ریز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.