هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از فراموشی خود در یاد معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند بلبل، سرو، و آهو، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از شوق و حیرت در برابر معشوق میگوید و از بندهای عشق و اجل سخن میراند. در نهایت، شعر به ستایش الفت و عشق جهانی میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۹۴ - ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش
ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادش
اگر چه همچو بلبل روز و شب باشم به فریادش ۱
درین گلشن ندانم آتش شوق کی بالا شد
که قمری شد چو خاکستر به یاد سرو آزادش! ۲
بود تعظیم یکرنگی به هم الفت پرستان را
سر مشاطه می باشد به پای نخل شمشادش ۳
به یاد صورت چشمش شدم چون سرمه از حیرت
مگر شد موی چینی خامه انگشت بهزادش؟! ۴
ز جوش جلوه نخل قامتش از باد می رقصد
به صحن باغ چون سروی که هر سو افکند بادش ۵
سفید از انتظار کوهکن شد چشم نومیدی
که جوی شیر کی گردد ز شیرین کام فرهادش ۶
نوای ناله بلبل اگر بر آسمان ساید
به گوش رنگ گل هرگز نیاید ساز فریادش ۷
نگاه از دیدن رویت ز حیرت مشربی دارد
نگر از جوهر آئینه شد سرمشق استادش ۸
به قلاب هوس تا چند آهوی سخن گیری؟!
غزال ما کند دام امید از چشم صیادش! ۹
رهائی نیست از دام اجل از بس نمی باشد
شکست بیضه فولاد اندر بند آزادش ۱۰
خوشا طغرل ز مضمون جناب حضرت بیدل
که الفت عالمی را داغ کرد آتش به بنیادش! ۱۱
اگر چه همچو بلبل روز و شب باشم به فریادش ۱
درین گلشن ندانم آتش شوق کی بالا شد
که قمری شد چو خاکستر به یاد سرو آزادش! ۲
بود تعظیم یکرنگی به هم الفت پرستان را
سر مشاطه می باشد به پای نخل شمشادش ۳
به یاد صورت چشمش شدم چون سرمه از حیرت
مگر شد موی چینی خامه انگشت بهزادش؟! ۴
ز جوش جلوه نخل قامتش از باد می رقصد
به صحن باغ چون سروی که هر سو افکند بادش ۵
سفید از انتظار کوهکن شد چشم نومیدی
که جوی شیر کی گردد ز شیرین کام فرهادش ۶
نوای ناله بلبل اگر بر آسمان ساید
به گوش رنگ گل هرگز نیاید ساز فریادش ۷
نگاه از دیدن رویت ز حیرت مشربی دارد
نگر از جوهر آئینه شد سرمشق استادش ۸
به قلاب هوس تا چند آهوی سخن گیری؟!
غزال ما کند دام امید از چشم صیادش! ۹
رهائی نیست از دام اجل از بس نمی باشد
شکست بیضه فولاد اندر بند آزادش ۱۰
خوشا طغرل ز مضمون جناب حضرت بیدل
که الفت عالمی را داغ کرد آتش به بنیادش! ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - شهادت بسملم از یک نگاه چشم مستستش
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.