هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و غمهای زندگی خود مینالد و احساس میکند که در دام نیرنگها و بدبیاریها گرفتار شده است. او از دوری از راحتی و بیتوجهی دوستان شکایت دارد و خود را مانند یوسف در زندان محنت میبیند. همچنین، او از ناامیدی در یافتن شادی و اقبال در زندگی سخن میگوید و تنها غم را سودای خود میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، بیان غم و اندوه و مفاهیم پیچیدهای مانند نیرنگ و محنت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۷۴ - آه از جوش صفای طبع معنی زای من
آه از جوش صفای طبع معنی زای من
زنگ غم آئینه سان بگرفته سر تا پای من! ۱
عاقبت از دست نیرنگ زلیخای قدر
گوشه زندان محنت شد چو یوسف جای من! ۲
مهر راحت دشمنم گردیده از بخت سیه
دوستان را نیست هرگز ذره ای پروای من! ۳
تا شدم من محرم میخانه بزم وجود
باده عشرت نخواهی یافت از مینای من! ۴
مشتری اقبال نظمم لیک در بازار دهر
جز قماش غم نباشد دیگری سودای من! ۵
دستبند دعوی ام بود حلقه زلف بتان
زان سبب شد بسته بی زنجیر اکنون پای من! ۶
گشتم از تهمت اسیر دوزخ قهر عدو
یاد چون گلزار جنت منزل و مأوای من! ۷
طغرل از جور فلک گشتم اسیر قید غم
گرنه لطف حق ببخشاید به حالم وای من! ۸
زنگ غم آئینه سان بگرفته سر تا پای من! ۱
عاقبت از دست نیرنگ زلیخای قدر
گوشه زندان محنت شد چو یوسف جای من! ۲
مهر راحت دشمنم گردیده از بخت سیه
دوستان را نیست هرگز ذره ای پروای من! ۳
تا شدم من محرم میخانه بزم وجود
باده عشرت نخواهی یافت از مینای من! ۴
مشتری اقبال نظمم لیک در بازار دهر
جز قماش غم نباشد دیگری سودای من! ۵
دستبند دعوی ام بود حلقه زلف بتان
زان سبب شد بسته بی زنجیر اکنون پای من! ۶
گشتم از تهمت اسیر دوزخ قهر عدو
یاد چون گلزار جنت منزل و مأوای من! ۷
طغرل از جور فلک گشتم اسیر قید غم
گرنه لطف حق ببخشاید به حالم وای من! ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۳ - تا کشد از رخ نقاب آن ماه سیمین ساق من
گوهر بعدی:شماره ۲۷۵ - تاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.