هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، از درد هجران و بیعدالتی میگوید. شاعر از عشق ناکام، ظلم زمانه و بیتوجهی معشوق شکایت دارد و با تصاویری مانند خورشید بیتاب، اشکهای جاری و مقایسههای عاطفی، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن احساسیِ سنگین، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین برخی مضامین مانند ظلم و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۲۷۵ - تاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
تاب رخت ندارد خورشید طاق گردون
بشکسته قدر یاقوت از این دو لعل میگون ۱
امروز چون تو شاهی نبود به ملک خوبی
یکسر سپاه غمزه همراه چشم مفتون ۲
جاری شود ز چشمم گریم اگر ز هجرت
مردم به آب ماند نهری شود چو جیحون ۳
یارب ز ظلم کوشی دائم چرا خموشی
رخ را همیشه پوشی از عاشقان محزون؟! ۴
جام شراب تا کی با غیر ما بنوشی؟!
ای لیلی زمانه رحمی به حال مجنون! ۵
اندر حریم وصلت محرم همیشه اغیار
با ما که مردم از غم لطفی به حق بیچون! ۶
نامت به هر سر بیت بنهاده همچو تاجی
جان شد برون که طغرل تا وا کشید مضمون ۷
بشکسته قدر یاقوت از این دو لعل میگون ۱
امروز چون تو شاهی نبود به ملک خوبی
یکسر سپاه غمزه همراه چشم مفتون ۲
جاری شود ز چشمم گریم اگر ز هجرت
مردم به آب ماند نهری شود چو جیحون ۳
یارب ز ظلم کوشی دائم چرا خموشی
رخ را همیشه پوشی از عاشقان محزون؟! ۴
جام شراب تا کی با غیر ما بنوشی؟!
ای لیلی زمانه رحمی به حال مجنون! ۵
اندر حریم وصلت محرم همیشه اغیار
با ما که مردم از غم لطفی به حق بیچون! ۶
نامت به هر سر بیت بنهاده همچو تاجی
جان شد برون که طغرل تا وا کشید مضمون ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۴ - آه از جوش صفای طبع معنی زای من
گوهر بعدی:شماره ۲۷۶ - شوخ شهر آشوب من گر بی حجاب آید برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.