هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای عشق نافرجام میپردازد. شاعر از جفای معشوق، بیخوابیهای ناشی از فراق، و ناهمواریهای روزگار شکایت میکند. او همچنین به مقایسه خود با شخصیتهای افسانهای مانند فرهاد و شیرین اشاره میکند و تأکید دارد که در عشق، خرد و منطق جایگاهی ندارد. در نهایت، شاعر به ستایش عشق و پذیرش رنجهای آن میپردازد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات ادبی آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۰۸ - تتبع شیخ
نیست یکدل کز جفای چشم او بیمار نیست
یا که چشمی کز غم دل تا سحر بیدار نیست ۱
گر چه ناهمواری گردون برون از غایت است
در جفا چون آن مه بی مهر ناهموار نیست ۲
وصل خاصان را بود کنج غم و مرغ دلم
تا بود ویران مقام جغد در گلزار نیست ۳
نبود اندر عشق با فرهاد و شیرین نسبتم
زانکه با اهل خرد دیوانگان را کار نیست ۴
گر شبی از شدت هجران ز عشق آیم به تنگ
باز تا وقت سحر کارم جز استغفار نیست ۵
تار ادبارم بگردن زهد و دین از من مجوی
ای مقیم دیر دان کین رشته زنار نیست ۶
نیست شد فانی دران کو از خیالش ای رقیب
دست کوته کن تو هم او را همان پندار نیست ۷
یا که چشمی کز غم دل تا سحر بیدار نیست ۱
گر چه ناهمواری گردون برون از غایت است
در جفا چون آن مه بی مهر ناهموار نیست ۲
وصل خاصان را بود کنج غم و مرغ دلم
تا بود ویران مقام جغد در گلزار نیست ۳
نبود اندر عشق با فرهاد و شیرین نسبتم
زانکه با اهل خرد دیوانگان را کار نیست ۴
گر شبی از شدت هجران ز عشق آیم به تنگ
باز تا وقت سحر کارم جز استغفار نیست ۵
تار ادبارم بگردن زهد و دین از من مجوی
ای مقیم دیر دان کین رشته زنار نیست ۶
نیست شد فانی دران کو از خیالش ای رقیب
دست کوته کن تو هم او را همان پندار نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۷ - مخترع
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۹ - تتبع بعضی یاران
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.