هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از درد و رنج ناشی از عشق نافرجام سخن می‌گوید. شاعر از سوختن و آوارگی دل خود در آتش عشق و جدایی می‌نالد و تأثیرات عمیق این عشق را بر روح و روان خود توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعاره‌های سنگین مانند سوختن و درد جدایی ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. این متن更适合 افرادی که تجربه‌های عاطفی بیشتری دارند.

شمارهٔ ۲۷۷ - تتبع شیخ کمال

به عشقت من خسته را سوختی
خسی را به برق بلا سوختی

ز شوق لب و خال هایت برو
به جان حزین داغها سوختی

دلم را چو آواره کردی به ظلم
نمیدانمش تا کجا سوختی

دلم را که از دردت آزرده بود
همانا ز بهر دوا سوختی

ز عشقت نیاسود بیچاره دل
که تا کردیش مبتلا سوختی

چها آمد از چشم و رویت به دل
که یا ساختی خسته یا سوختی

بهر کس که آتش زدی سوختم
در آتش زدن ها مرا سوختی

به جورم چو از خود جدا ساختی
به داغ جدایی جدا سوختی

ازان فانی از خویش یکباره رست
که او را به داغ فنا سوختی
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۷۶ - تتبع سلطان حسینی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۷۸ - مخترع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.