هوش مصنوعی:
در این متن، معشوق طوس با مریدی درباره عشق و رهایی از خودیت صحبت میکند. او توضیح میدهد که اگر فردی کاملاً در عشق ذوب شود و از خودیت خود بگذرد، به جایگاهی در زلف یار میرسد. این متن به مفهوم عرفانی عشق و فنا در معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
گفتار معشوق طوسی (محمد) با مریدش
یک شبی معشوق طوس، آن بحر راز
با مریدی گفت دایم در گداز ۱
تا چو اندر عشق بگدازی تمام
پس شوی از ضعف چون مویی مدام ۲
چون شود شخص تو چون مویی نزار
جایگاهی سازدت در زلف یار ۳
هرک چون مویی شود در کوی او
بی شک او مویی شود در موی او ۴
گر تو هستی راه بین و دیده ور
موی در موی این چنین بین درنگر ۵
گر سر مویی نماند از خودیت
هفت دوزخ سر برآید از بدیت ۶
با مریدی گفت دایم در گداز ۱
تا چو اندر عشق بگدازی تمام
پس شوی از ضعف چون مویی مدام ۲
چون شود شخص تو چون مویی نزار
جایگاهی سازدت در زلف یار ۳
هرک چون مویی شود در کوی او
بی شک او مویی شود در موی او ۴
گر تو هستی راه بین و دیده ور
موی در موی این چنین بین درنگر ۵
گر سر مویی نماند از خودیت
هفت دوزخ سر برآید از بدیت ۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۶
۵۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بیان وادی فقر
گوهر بعدی:گفتار عاشقی که از بیم قیامت میگریست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.