خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه به زیبایی‌های معشوق و تأثیر عمیق او بر عاشق می‌پردازد. شاعر از لبان یاقوت‌گونه، رخسار گلگون، و جمال معشوق سخن می‌گوید که به بیننده عمر جاودان و آب زندگی می‌بخشد. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند عشق ناممکن، حسرت، و آرزوی وصال اشاره دارد و در پایان، امید به رسیدن به زندگی باقی و اقبال آسمانی را بیان می‌کند.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های ادبی و مفاهیم عمیق فلسفی نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۱ - کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت

کسی که بر لب لعل تو کامرانی یافت
چو خضر تا به ابد عمر جاودانی یافت ۱

هر آنکه دید رخت جان آشکارا دید
هر آنکه یافت لبت آب زندگانی یافت ۲

هر آنکه رسته دندان چون در تو گزید
زجزع دامن پر لعل های کانی یافت ۳

کسی که بر گل رخسار تو فکند نظر
کنار خویش پر از اشک ارغوانی یافت ۴

دلا مگرد پی وصل ملک ناممکن
که رایگان نتوان گنج شایگانی یافت ۵

لب از هوای لبت باد سرد و حسرت دید
دل از لقای رخت داغ لن ترانی یافت ۶

لبش مجوی که کام سکندر است و چو زو
نیافت کام سکندر تو چون توانی یافت ۷

به وصل خویشم برنا و چشم روشن کن
کزین توانی اقبال آسمانی یافت ۸

به زندگانی باقی رسان مرا به شبی
کزین توانم کام از جهان فانی یافت ۹

به بوی جامه نه پیری ضریر برنا شد
شب وصال نه زالی ز سر جوانی یافت ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰ - ز پیش از آنکه برتابی عنانت
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - غم عشق تو یکدمم کم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.