هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر درد فراق و اشتیاق بازگشت یار است. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند «شمع رخش»، «سرو روان» و «راحت جان»، از معشوق خود می‌خواهد که یا به سوی او بازگردد یا جان او را بستاند. او وطن را بدون یار بی‌معنا می‌داند و از خدا می‌خواهد که گمشده‌اش را به او بازگرداند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «جان ز تن رفته» و اشتیاق شدید عاشقانه، برای سنین پایین‌تر مناسب نیست.

شماره ۳۹ - یا آن دل گم گشته به من باز رسانید

یا آن دل گم گشته به من باز رسانید
یا جان ز تن رفته به تن باز رسانید ۱

یا جان بستانید زمن دیر مپائید
یا یار مرا زود به من باز رسانید ۲

بی شمع رخش نور ندارد لگن دل
آن شمع چگل را به لگن باز رسانید ۳

بی سرو قدش آب ندارد چمن جان
آن سرو روان را به چمن باز رسانید ۴

بی یار نخواهم که ببینم وطنش را
آن راحت جان را به وطن باز رسانید ۵

دانید که بی بت چه بود حال شمن را
کوشید که بت را به شمن باز رسانید ۶

آن دانه در گم شد ازین چشم چو دریا
آن در ثمین را به عدن باز رسانید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸ - سر آن ندارد این دل که ز عشق سر ندارد
گوهر بعدی:شماره ۴۰ - دلبرا دوش در آن عیش منت یاد نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.