هوش مصنوعی:
این شعر از زبان دل شکستهای است که از جدایی و فراق رنج میکشد. شاعر از ناتوانی در تحمل درد فراق و ناامیدی از صبر و استقامت میگوید. او با تصاویری مانند افتادن در چاه عشق و گشتن دور حوض، احساس سردرگمی و درماندگی خود را بیان میکند. در نهایت، آرزو میکند که هیچکس چنین دل پریشانی را تجربه نکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۸۱ - ای دل چه اوفتادت کزما جدا فتادی
ای دل چه اوفتادت کزما جدا فتادی
چونی چه پیشت آمد آخر کجا فتادی ۱
گفتی صبور باشم امروز در جدائی
از جاده صبوری حالی جدا فتادی ۲
از مدت فراقش یک هفته بیش نگذشت
در ششدر غم آخر زینسان چرا فتادی ۳
برخاستی به دعوی با هجر دست سودی
بی هیچ دستبردی حالی ز پا فتادی ۴
از قعر چاه عشقت یکباره پر کشیدم
بس گرد حوض گشتی تا باز جا فتادی ۵
اندیشه صبوری در وصل باشد آسان
امروز صابری کن کاندر بلا فتادی ۶
زینسان دل پریشان هرگز مباد کس را
تو از میان دلها خود چون به ما فتادی ۷
چونی چه پیشت آمد آخر کجا فتادی ۱
گفتی صبور باشم امروز در جدائی
از جاده صبوری حالی جدا فتادی ۲
از مدت فراقش یک هفته بیش نگذشت
در ششدر غم آخر زینسان چرا فتادی ۳
برخاستی به دعوی با هجر دست سودی
بی هیچ دستبردی حالی ز پا فتادی ۴
از قعر چاه عشقت یکباره پر کشیدم
بس گرد حوض گشتی تا باز جا فتادی ۵
اندیشه صبوری در وصل باشد آسان
امروز صابری کن کاندر بلا فتادی ۶
زینسان دل پریشان هرگز مباد کس را
تو از میان دلها خود چون به ما فتادی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - ای دریغا گر شبی او را نهان بگرفتمی
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - باز این چه شور و فتنه ست کاندر جهان فکندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.