هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از شور و فتنهای که در جهان ایجاد شده و غمهایی که طرب را از دلها ربوده، شکایت میکند. او از جادوی چشم و ابروی معشوق و دلبستگیهای ناامیدکننده میگوید و از درد هجران و حرمان مینالد. شاعر همچنین از دوگانگی رفتار معشوق (با دوستان مانند زهر و با دشمنان مانند قند) گلایه دارد و از ترس آتش گرفتن خرمن دلش به دلیل آههای سوزانش میترسد. در پایان، او از نپسندیدن گردی بر دامن معشوق و تحمل بلاهای دلش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شوند.
شماره ۸۲ - باز این چه شور و فتنه ست کاندر جهان فکندی
باز این چه شور و فتنه ست کاندر جهان فکندی
کز دست غم ز دلها بیخ طرب بکندی ۱
از چشم شوخ و ابرو جادوی با کمانی
وز زلف دزد هندو دلبند با کمندی ۲
تا کی به دست دستان دست زمانه پیچی
تا کی به سحر چشمان چشم سپهر بندی ۳
تا کی به خار هجران چشم امید خاری
تا کی به تیغ حرمان روی مرا درندی ۴
در چشم امن نیشی در کام فتنه نوشی
با دوستان چو زهری با دشمنان چو قندی ۵
ترسم که آتش افتد در خرمن تو ای مه
گر من زدل بر آرم آهی به دردمندی ۶
هر شب به دانه دل پیشت سپند سوزم
کز بس پسند هر چشم شایسته سپندی ۷
گر سرو گلعذاری چون شمع از چه گریی
ور شمع اشکباری چون تازه گل چه خندی ۸
بر دامن تو گردی چون من نمی پسندم
کوه بلا بر این دل آخر چرا پسندی ۹
کز دست غم ز دلها بیخ طرب بکندی ۱
از چشم شوخ و ابرو جادوی با کمانی
وز زلف دزد هندو دلبند با کمندی ۲
تا کی به دست دستان دست زمانه پیچی
تا کی به سحر چشمان چشم سپهر بندی ۳
تا کی به خار هجران چشم امید خاری
تا کی به تیغ حرمان روی مرا درندی ۴
در چشم امن نیشی در کام فتنه نوشی
با دوستان چو زهری با دشمنان چو قندی ۵
ترسم که آتش افتد در خرمن تو ای مه
گر من زدل بر آرم آهی به دردمندی ۶
هر شب به دانه دل پیشت سپند سوزم
کز بس پسند هر چشم شایسته سپندی ۷
گر سرو گلعذاری چون شمع از چه گریی
ور شمع اشکباری چون تازه گل چه خندی ۸
بر دامن تو گردی چون من نمی پسندم
کوه بلا بر این دل آخر چرا پسندی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱ - ای دل چه اوفتادت کزما جدا فتادی
گوهر بعدی:شماره ۸۳ - چند بنیاد جگرخواری نهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.