این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از معشوق خود با توصیفات زیبا و متناقض یاد میکند. او از شیرینی زندگی، گرامی بودن روان، و زیباییهای طبیعت مانند سرو و ماهتاب سخن میگوید. همچنین، شاعر از ناپایداری دنیا، بیوفایی زمانه، و فتنههای زندگی شکایت میکند. در پایان، او ابراز میکند که حاضر است برای رسیدن به معشوق هر کاری انجام دهد، حتی اگر به بندگی یا انجام حج پیاده تن دهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به خوبی درک شوند.
شماره ۸۸ - ای چون حیات شیرین وی چون روان گرامی
جانی و دیده یا دل زینها همه کدامی ۱
هربام چون خرامی سرو روان باعی
هر شام چون برآئی مهتاب طرف بامی ۲
نوشی و خوشگواری نیشی و جانشکاری
گه آب و گاه ناری گه صید و گاه دامی ۳
دهری و بیوفائی عمری و بی ثباتی
مهری و شهرگردی ماهی و ناتمامی ۴
بس در لباس رندان بر هم زدی جهانی
یا رب چه فتنه خیزد روزی اگر خرامی ۵
بر پشت اسب تازی بر روی زین ترکی
در برقبای چینی بر سر کلاه شامی ۶
صد بنده گردد آزاد از من به شکر لطفت
گر بشنوم که روزی گوئی مرا غلامی ۷
صد حج کنم پیاده گر کعبه درت را
یکره کنم زیارت از بهر نیکنامی ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.