هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات شاعر نسبت به عشق و فراق است. شاعر از درد فراق و غم شکایت میکند و از این که معشوق او را به آتش غم و سودا افکنده است، نالان است. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند و از این که معشوق به او وعدههایی داده ولی به آنها عمل نکرده، شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۹۰ - باز این چه فتنه ئیست که در ما فکنده ای
باز این چه فتنه ئیست که در ما فکنده ای
بازم در آتش غم و سودا فکنده ای ۱
آوازه فراق درافکنده ای وز آن
درشهر شور و فتنه و غوغا فکنده ای ۲
وصلی که رونقش به ثریا رسیده بود
در خاکش از چه روی بعمدا فکنده ای ۳
تا سایه خود از سرما برگرفته ای
در پای غم چو سایه ام از پا فکنده ای ۴
تا راز خود چو حلقه درافکندمت به گوش
در هر دهان حدیث خود و ما فکنده ای ۵
عاشق تری ز بنده که از عشق روی خویش
بر آینه نظر به تماشا فکنده ای ۶
بر روی خویش شیفته ای تا بر آینه
نور جمال آن رخ زیبا فکنده ای ۷
منگر به روی خود که به رشکم ز روی تو
بر خویشتن نظر به چه یارا فکنده ای ۸
گفتی شبی به لطف که بوسی ببخشمت
خود گفته ای و باز تقاضا فکنده ای ۹
بازم در آتش غم و سودا فکنده ای ۱
آوازه فراق درافکنده ای وز آن
درشهر شور و فتنه و غوغا فکنده ای ۲
وصلی که رونقش به ثریا رسیده بود
در خاکش از چه روی بعمدا فکنده ای ۳
تا سایه خود از سرما برگرفته ای
در پای غم چو سایه ام از پا فکنده ای ۴
تا راز خود چو حلقه درافکندمت به گوش
در هر دهان حدیث خود و ما فکنده ای ۵
عاشق تری ز بنده که از عشق روی خویش
بر آینه نظر به تماشا فکنده ای ۶
بر روی خویش شیفته ای تا بر آینه
نور جمال آن رخ زیبا فکنده ای ۷
منگر به روی خود که به رشکم ز روی تو
بر خویشتن نظر به چه یارا فکنده ای ۸
گفتی شبی به لطف که بوسی ببخشمت
خود گفته ای و باز تقاضا فکنده ای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹ - بیابیا که شدم درغم تو سودائی
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - دل ز من برده ای و می دانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.