هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و اشتیاق فراوان خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه اشکهایش از فرط عشق جاری شده و خاک درگاه معشوق را نیز سیر نمیکند. او از معشوق میخواهد که به او مهر بورزد تا او نیز عشقش را به همه جهان گسترش دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۱۸ - در کوی تو آب چشمم از سر بگذشت
در کوی تو آب چشمم از سر بگذشت
وز خاک در تو چشم من سیر نگشت ۱
بر من مفشان تو دست تا نفشانم
از دست تو بر سر همه خاک در و دشت ۲
وز خاک در تو چشم من سیر نگشت ۱
بر من مفشان تو دست تا نفشانم
از دست تو بر سر همه خاک در و دشت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - گر کسری و قارون شوی ای باد به مشت
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - در نامه تو قلم چو گردن بفراشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.