هوش مصنوعی:
شاعر از روزی یاد میکند که معشوقش از عشق او خسته نبود و تنها خریدار جمالش بود. سپس از ترس خود میگوید که مبادا معشوق با مهر به سراغش بیاید، اما او دیگر به وصال و درد عشقش اهمیت ندهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و سبک کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۱۱ - روزی که ز عشق من ملالت نبود
روزی که ز عشق من ملالت نبود
جز بنده خریدار جمالت نبود ۱
وآئی بسرم به مهر ترسم که مرا
از درد تو پروای وصالت نبود ۲
جز بنده خریدار جمالت نبود ۱
وآئی بسرم به مهر ترسم که مرا
از درد تو پروای وصالت نبود ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۰ - آن دل که به دوری تو خرسند بود
گوهر بعدی:شماره ۴۱۲ - می جز ز کف تو نوش لب خوش نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.