هوش مصنوعی: شاعر از روزی یاد می‌کند که معشوقش از عشق او خسته نبود و تنها خریدار جمالش بود. سپس از ترس خود می‌گوید که مبادا معشوق با مهر به سراغش بیاید، اما او دیگر به وصال و درد عشقش اهمیت ندهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و سبک کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شماره ۴۱۱ - روزی که ز عشق من ملالت نبود

روزی که ز عشق من ملالت نبود
جز بنده خریدار جمالت نبود ۱

وآئی بسرم به مهر ترسم که مرا
از درد تو پروای وصالت نبود ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱۰ - آن دل که به دوری تو خرسند بود
گوهر بعدی:شماره ۴۱۲ - می جز ز کف تو نوش لب خوش نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.